تبليغاتX
روژ هه لات نوین و دمکراتیک
"ویان" سوالی آتشین

"ویان" سوالی آتشین

viyan-3.jpg 







می خواهم سیمایت را بر روی دستان کودکانی بگذارم که تا بحال کثیف نشده اند.
می خواهم تو را در میان دلی ببینم که تا کنون بدی و دروغ ندیده اند.
می خواهم داستان تو را بر روی افکاری که حتی یک سوال هم بر روی آن نوشته نشده اند را بنویسم.
می خواهم تو را با زبانی که تا بحال هیچ لب به سخن نرانده توصیف کنم .
می خواهم تو را با لبانی که هیچ از همدیگر جدا نشده‌اند ببوسم.
اما ...
نمی دانم که چگونه آتش را باید بوسید؟ شعله های آتش را چگونه بر روی دستان گذاشت؟ نمی دانم که با کدامین آتش دل سرما گرفته و یخ زده ام را گرم کنم؟ چگونه زبان لال شده ام را بحرف دربیاورم؟
آتشی که تو آن را در بغل گرفته ای برای ما حالا هم سمبل ترس می باشد. این چیزهایی که تو مانند دروغ, زشتی و پستی می دیدی و در دل تو به آتش دوزخ تبدیل می شد, برای ما همیشه مانند درخواستی دروغین بوده است.
یک سال از شهادتت می گذرد اسم تو را بر روی دخترانی نهاده اند که آنها نیز در راهپیمایی به سوی آتش به صفوف گریلا ملحق شده اند. تصاویر زیبایت را در جای جای اتاقکهای نایلونی و گلی گریلاها میتوان دید.
شناختن تو برای ما بسان کودکانی گم شده بود که تازه مادر خود را پیدا کرده و برای بهره بردن از جرعه‌ای از محبت گریان بسوی او می شتابند.
viyan-2.jpg

بعد از گذشت یک سال ما باز هم از همدیگر پرسیدیم که ویان کیست؟ چه می خواست؟ با اینکه یک سال از شهادتت می گذرد حالا هم کودکانی که در دل تو بسان گلان حلبچه‌ای بودند به تصاویر زیبا و جان بخشت نگاه می کنند و می پرسند ویان کیست؟ ویان چه کرد؟ او کدامین آتش بود که گرمای آن, همه را تحت تاثیر خود قرار داد؟
آری ویان سرگذشت داستانی است که جسم و روح او با آتش یکی شده و ما نیز تنها نظاره گران این داستانیم.
میگویند نامش ویان بود.
در سال 1981 در شهر سلیمانیه چشم به جهان گشود. در آخرین روزهای سال 1997 با شوقی فراوان برای اولین بار لباس گریلا را به تن کرد. او در سن جوان خود به صفوف گریلا پیوست. با گامهای بزرگ به سوی پ ک ک ای شده می شتافت. در مرحله‌ی دوباره بازسازی پ ک ک اولین حواریونی بود که آتش وار به سوی روشنایی می شتافت. او در ایدئولوژی آزادی زن با ایستار خود به سمبلی ازعشق و محبت تبدیل شده بود. می خواست که با راهپیمایی حواری گونه اش جانی دوباره به خاک ببخشد. خاک نیز در شور استقبال از راهپیمایی دختری بو که با گامهای گریلا‌یی‌اش او را در نوردد. آرزویش دیدن قلب کردستان آمد ( دیاربکر)ی بود که هیچ گاه از شنیدن نامش سیر نمی‌شد. بیش از هر چیز صاحب عشقی آتشین بود در برابر آفتاب(رهبر آپو).
آرزو می کرد که روزی سر خود را بر روی شانه‌های معشوقی که در تاریکی و میان چهارمیخ و در میان اتاقی تابوتین زندان است بگذارد.
بیش از هر چیزرفاقتی راستین را دوست میداشت.
با آتش مظلوم به رفیق تبدیل شد.
در زندان دیاربکر با روح کمال پیر همپیمان شد.
در قلعه آمد نیز به رفیق زکیه آلکان که در رقصی آتشین بود پیوست.
و بعد نیز دستانش را به بریتان سپرد و با او خود را در میان صخره هایی که خیانت در لابلای آن کشته شده اند پرت کرد. بیش از هر چیز چشمهای زیلان را دوست می داشت و در میدان درسیم به انفجاری آتشین تبدیل شد. بعد نیز در زندان تاریک به پروانه ی چهارمینی تبدیل شده و با سماء واقعیت آتش را تقسیم کرد.
او با چنین رفاقتی گرمایی روز(رهبر آپو) را شناخت.
در برابر بی صدایی‌ای که همه جا را در بر گرفته بود و فریادها را خفه می کرد به آتشی تبدیل شد که نامش را سوزاندن صبر نهاد.
آری...
یک سال گذشت... .
نمی دانم که دستان ما که همیشه از آتش می گریخت چگونه دستان آتشین تو را بفشارد. این دلانی که با فریب دادن خود می تپند چگونه دل آتشین تو را در درک کنند. این اذهانی که خائن با تخم دروغ آن را کاشته چگونه می تواند با آتش واقعیت تو یکی شود. این لبانی که برای گفتن راستی تا بحال از هم باز نشده اند چگونه می تواند صورت آینه گونه ی تو را ببوسد؟!
کدامین روایت ها می توانند داستان دختری که دل و جان او از آتش شکل گرفته است را تعریف کند؟ کدامین مرثیه ها می تواند حکایت فرشته ی آتشین را نثل به نثل برای دخترانی که نامشان را "ویان" گذاشته اند بسراید؟
یک سال در راهپیمایی به سوی آتش اما در تاریکی گذشت! آتش دل تو هیچ گاه جلوی چشمان ما پنهان نشد.
بعد از یک سال از ما خواسته شد که داستان ویان آتشین را برای کودکانی که هسته ی آنها از آتش است را بگوییم.
ما تصویر تو را نشان آنها می دهیم و زیبایی آتشین تو را هدیه ی آنها می کنیم. از رفاقت کمی بحث می کنین که تو مکمل آن بودی.
می گوییم که ما در دستان او رقصیدیم چون او رقصیدن را دوست داشت.
کودکان به ما می گویند: اگر واقعیت دارد چرا شما نیز نسوختید؟
ما می گوییم که او گرمایی دل ما بود.
کودکان می گویند پس چرا دل شما یخ زده است؟
ما به آنها می گوییم که او روشنایی ذهن ما بود.
آنها می گویند که پس چرا اذهان شما در تاریکی خفته است؟
به آنها می گوییم که ما رفیق راهپیمایی او در دل کردستان بودیم.
viyan-1.jpg

آنها می گویند که پس شما چرا نشسته اید؟
بعد از یک سال ما می خواهیم با دو گفته تو را بر زبان بیاوریم اما ما از خود می پرسیم که آتش کجاست آتشی که زبان و دل ما را آزاد ساخت.
بعد از یک سال...
با نزدیک شدن به 15 شبات تمامی گفته‌ها در آتش واقعیت تو می سوزند.
بعد از یک سال...
دیگر می دانیم که اگر این دیواری که در جلوی آفتاب گذاشته اند از بین نروند, می ترسیم که در این تاریکی هر چیز گم شود.
بعد از یک سال...
که ما باز هم با آتش جسم تو نسوخته ایم و اشعه‌ای که پنج هزار سال است در دل و ذهن و زبان به سوزنده‌ای تبدیل نشده است که تاریکی را به روشنایی تبدیل کند. آنوقت است که می دانیم تمامی گفته ها یخ زده اند.
بعد از یک سال تو برایمان سوالی....
ویان آتش بود اما ما ؟







می خواهم سیمایت را بر روی دستان کودکانی بگذارم که تا بحال کثیف نشده اند.
می خواهم تو را در میان دلی ببینم که تا کنون بدی و دروغ ندیده اند.
می خواهم داستان تو را بر روی افکاری که حتی یک سوال هم بر روی آن نوشته نشده اند را بنویسم.
می خواهم تو را با زبانی که تا بحال هیچ لب به سخن نرانده توصیف کنم .
می خواهم تو را با لبانی که هیچ از همدیگر جدا نشده‌اند ببوسم.
اما ...
نمی دانم که چگونه آتش را باید بوسید؟ شعله های آتش را چگونه بر روی دستان گذاشت؟ نمی دانم که با کدامین آتش دل سرما گرفته و یخ زده ام را گرم کنم؟ چگونه زبان لال شده ام را بحرف دربیاورم؟
آتشی که تو آن را در بغل گرفته ای برای ما حالا هم سمبل ترس می باشد. این چیزهایی که تو مانند دروغ, زشتی و پستی می دیدی و در دل تو به آتش دوزخ تبدیل می شد, برای ما همیشه مانند درخواستی دروغین بوده است.
یک سال از شهادتت می گذرد اسم تو را بر روی دخترانی نهاده اند که آنها نیز در راهپیمایی به سوی آتش به صفوف گریلا ملحق شده اند. تصاویر زیبایت را در جای جای اتاقکهای نایلونی و گلی گریلاها میتوان دید.
شناختن تو برای ما بسان کودکانی گم شده بود که تازه مادر خود را پیدا کرده و برای بهره بردن از جرعه‌ای از محبت گریان بسوی او می شتابند.
viyan-2.jpg

بعد از گذشت یک سال ما باز هم از همدیگر پرسیدیم که ویان کیست؟ چه می خواست؟ با اینکه یک سال از شهادتت می گذرد حالا هم کودکانی که در دل تو بسان گلان حلبچه‌ای بودند به تصاویر زیبا و جان بخشت نگاه می کنند و می پرسند ویان کیست؟ ویان چه کرد؟ او کدامین آتش بود که گرمای آن, همه را تحت تاثیر خود قرار داد؟
آری ویان سرگذشت داستانی است که جسم و روح او با آتش یکی شده و ما نیز تنها نظاره گران این داستانیم.
میگویند نامش ویان بود.
در سال 1981 در شهر سلیمانیه چشم به جهان گشود. در آخرین روزهای سال 1997 با شوقی فراوان برای اولین بار لباس گریلا را به تن کرد. او در سن جوان خود به صفوف گریلا پیوست. با گامهای بزرگ به سوی پ ک ک ای شده می شتافت. در مرحله‌ی دوباره بازسازی پ ک ک اولین حواریونی بود که آتش وار به سوی روشنایی می شتافت. او در ایدئولوژی آزادی زن با ایستار خود به سمبلی ازعشق و محبت تبدیل شده بود. می خواست که با راهپیمایی حواری گونه اش جانی دوباره به خاک ببخشد. خاک نیز در شور استقبال از راهپیمایی دختری بو که با گامهای گریلا‌یی‌اش او را در نوردد. آرزویش دیدن قلب کردستان آمد ( دیاربکر)ی بود که هیچ گاه از شنیدن نامش سیر نمی‌شد. بیش از هر چیز صاحب عشقی آتشین بود در برابر آفتاب(رهبر آپو).
آرزو می کرد که روزی سر خود را بر روی شانه‌های معشوقی که در تاریکی و میان چهارمیخ و در میان اتاقی تابوتین زندان است بگذارد.
بیش از هر چیزرفاقتی راستین را دوست میداشت.
با آتش مظلوم به رفیق تبدیل شد.
در زندان دیاربکر با روح کمال پیر همپیمان شد.
در قلعه آمد نیز به رفیق زکیه آلکان که در رقصی آتشین بود پیوست.
و بعد نیز دستانش را به بریتان سپرد و با او خود را در میان صخره هایی که خیانت در لابلای آن کشته شده اند پرت کرد. بیش از هر چیز چشمهای زیلان را دوست می داشت و در میدان درسیم به انفجاری آتشین تبدیل شد. بعد نیز در زندان تاریک به پروانه ی چهارمینی تبدیل شده و با سماء واقعیت آتش را تقسیم کرد.
او با چنین رفاقتی گرمایی روز(رهبر آپو) را شناخت.
در برابر بی صدایی‌ای که همه جا را در بر گرفته بود و فریادها را خفه می کرد به آتشی تبدیل شد که نامش را سوزاندن صبر نهاد.
آری...
یک سال گذشت... .
نمی دانم که دستان ما که همیشه از آتش می گریخت چگونه دستان آتشین تو را بفشارد. این دلانی که با فریب دادن خود می تپند چگونه دل آتشین تو را در درک کنند. این اذهانی که خائن با تخم دروغ آن را کاشته چگونه می تواند با آتش واقعیت تو یکی شود. این لبانی که برای گفتن راستی تا بحال از هم باز نشده اند چگونه می تواند صورت آینه گونه ی تو را ببوسد؟!
کدامین روایت ها می توانند داستان دختری که دل و جان او از آتش شکل گرفته است را تعریف کند؟ کدامین مرثیه ها می تواند حکایت فرشته ی آتشین را نثل به نثل برای دخترانی که نامشان را "ویان" گذاشته اند بسراید؟
یک سال در راهپیمایی به سوی آتش اما در تاریکی گذشت! آتش دل تو هیچ گاه جلوی چشمان ما پنهان نشد.
بعد از یک سال از ما خواسته شد که داستان ویان آتشین را برای کودکانی که هسته ی آنها از آتش است را بگوییم.
ما تصویر تو را نشان آنها می دهیم و زیبایی آتشین تو را هدیه ی آنها می کنیم. از رفاقت کمی بحث می کنین که تو مکمل آن بودی.
می گوییم که ما در دستان او رقصیدیم چون او رقصیدن را دوست داشت.
کودکان به ما می گویند: اگر واقعیت دارد چرا شما نیز نسوختید؟
ما می گوییم که او گرمایی دل ما بود.
کودکان می گویند پس چرا دل شما یخ زده است؟
ما به آنها می گوییم که او روشنایی ذهن ما بود.
آنها می گویند که پس چرا اذهان شما در تاریکی خفته است؟
به آنها می گوییم که ما رفیق راهپیمایی او در دل کردستان بودیم.
viyan-1.jpg

آنها می گویند که پس شما چرا نشسته اید؟
بعد از یک سال ما می خواهیم با دو گفته تو را بر زبان بیاوریم اما ما از خود می پرسیم که آتش کجاست آتشی که زبان و دل ما را آزاد ساخت.
بعد از یک سال...
با نزدیک شدن به 15 شبات تمامی گفته‌ها در آتش واقعیت تو می سوزند.
بعد از یک سال...
دیگر می دانیم که اگر این دیواری که در جلوی آفتاب گذاشته اند از بین نروند, می ترسیم که در این تاریکی هر چیز گم شود.
بعد از یک سال...
که ما باز هم با آتش جسم تو نسوخته ایم و اشعه‌ای که پنج هزار سال است در دل و ذهن و زبان به سوزنده‌ای تبدیل نشده است که تاریکی را به روشنایی تبدیل کند. آنوقت است که می دانیم تمامی گفته ها یخ زده اند.
بعد از یک سال تو برایمان سوالی....
ویان آتش بود اما ما ؟

+ نوشته شده توسط چيا در Wed 31 Jan 2007 و ساعت 1 AM |
خيانت مردان به زنان

nergis-merdi.jpg نرگس مردی




تكليف مرد در مكتب اين آقايان واضح است،مرد بايد قانوناً تك همسر باشدو عملاًچند همسر؛يك زن شرعي و قانوني بيشتر نداشته باشد اما معشوقه و رفيقه هر چه دلش مي خواهد مانعي ندارد،

به عقيده اين آقايان رفيقه گيري و معشوقه‌بازي حق طبيعي و مسلم و مشروع مرد است،و بسنده كردن مرد در همه عمر به يك زن نوعي < نامردي> است

مساله‌اي كه از لحاظ چندهمسري براي بشر مطرح بوده و هست چيست؟

مساله اين نيست كه آيا تك همسري بهتراست یا چند همسری شکی نیست، تک همسری یعنی اینکه جسم و روح هر يك از زوجين از آن يكديگر باشد.

بديهي است كه روح زندگي زناشويي كه وحدت و يگانگي است در زوجيت اختصاصي بهتر و كاملتر پيدا مي شود آن دو راهي كه بشربر سر آن قرار گرفته اين نيست كه از ميان تك همسري و چند همسري كداميك را انتخاب كند مساله‌اي كه از اين لحاظ براي بشر مطرح است اين است كه به واسطه ضرورتهاي اجتماعي، مخصوصا فزوني نسبي عده زنان نيازمند به ازدواج بر مردان نيازمند، تك همسري مطلق عملا در خطر افتاده است،

تك همسري مطلق كه شامل تمام خانواده ها بشود افسانه اي بيش نيست؛ يا رسميت يافتن تعدد زوجات و يا رواج معشوقه بازي

، آري اين است صورت صحيح مساله چند همسري ،

برخی از مردان واقعا مدافع معشوقه گيري هستندو زن شرعي و قانوني را سر بار و مزاحم مي دانند و يكي اش را هم زياد مي دانند چه رسد به دو زن و سه زن و چهار زن ،

لذت را در آزادي از قيود ازدواج مي شناسند اما در گفته هاي خود چنين وانمود مي كنند كه مدافع تك همسري هستند و خود را مرد تك همسر و با وفا مي شناسند،

حالا بشنويد نظر رايج روانشناسان و فيلسوفان اجتماعي غرب كه مي گويند مرد چند همسري آفريده شده است،تك همسري بر خلاف طبيعت اوست

ويل دورانت مي گويد : بي شك بسياري از آن نتيجه علاقه اصلاح ناپذيري است كه به تنوع داريم و طبيعت به يك زن بسنده نمي كند ، و مي گويد مرد ذاتا طبيعت چند همسري دارد و فقط مسایلي چون فقر و كار سخت و نظارت دايمي زوجه مي تواند تك همسري را به او تحميل كند.

پروفسور اشميد آلماني گفته است : در طول تاريخ مرد هميشه خيانتكار بوده و زن دنباله رو خيانت و شواهد نشان داده است كه 90 درصد از جوانان به دفعات رفيقه عوض مي كنند و50 در صد از مردان زن داربه همسرانشان خيانت مي ورزند اما زن بر خلاف مرد از تنوع جويي در عشق و لذت بيزار است به همين دليل بعضي اوقات از رفتار مرد سر در نمي آورد، ولي مرد تنوع جويي را نوعي ماجراجويي تلقي ميكند آسان از راه بدر مي رود و به نظر او آنچه مهم است لذت جسمي است نه لذت عاطفي و روحي، تظاهر به تماس عاطفي و روحي تا وقتی است كه فرصتي براي درك لذت جسمي پيش نيامده است،

وفادار بودن براي مرد مشكل نيست بلكه غير ممكن است همه مردان تا حدي مي دانند كه خيانت كار درست و پسنديده‌اي نيست و از ابتدا اكثر آنها حتي فكر خيانت را هم به سر خطور نمي دهند ولي متاسفانه گاهي دچار اين اشتباه مي شوند و خود را صاحب حق مي دانند به عقیده ما عوامل خیانت را محیطهای اجتماعی در مرد به وجود می آورد نه خلقت و طبیعت،

عوامل خیانت را محیطی به وجود می آورد که مرد در آن زندگی می کند متاسفانه بی وفایی و خیانت همیشه وجود داشته و خواهد بود ومی تواند دلایل زیادی داشته باشد از جمله:

1- عدم رغبت همسر به داشتن روابط جنسی: برخی از زنان در روابط زناشویی با شوهر خود ممکن است تمایل به این روابط را ازدست داده و یا کمتربه این موضوع اهمیت دهند که باعث فشارهای روانی و جسمانی به مرد شود

2-خیانت همسر:برخی از مردان به بی وفایی و انحراف همسر خود پی برده و تنها راه آرام کردن و فرو نشاندن خشم خود را در مقابله به مثل می دانند

3-زیاده خواهی و تنوع طلبی: برخی از مردان به دلیل داشتن میل به زیاده خواهی و تنوع طلبی و هیجانات کاذب و زود گذر به این عمل تن می دهند آنها به زن به دیده غنیمت جنسی می نگرند و با وجود یک زن در زندگی تصور می کنند فرصتهای زیادی را از دست داده اند.

4- بی خطر شمردن خیانت:برخی تصور می کنند که اگر خیانت بکنند کسی متوجه نشده و به کسی نیز صدمه‌ای نخواهد رسید و این را بهانه‌ای را برای عمل زشت خود بر می شمارند.

5-عقده‌های جنسی: بعضی مردان مایلند بدانند که چقدر از لحاظ جنسی برای دیگر زنان جالبند و در روابط طولانی این سوال برایشان پیش می آید.

6-بوالهوسی و هوسرانی: مردان هوسران توانایی "نه" گفتن در روابط جنسی را ندارند.

7-اخلاق و رفتار غیر قابل تحمل همسر:
+ نوشته شده توسط چيا در Wed 31 Jan 2007 و ساعت 1 AM |
شهادت رفیق زیلان په‌پوله نقطه عطفی در تاریخ مبارزات زنان است
زنان

مصاحبه با رفیق نوژین عفرین از اعضای کوردیناسیون YJRK به مناسبت شهادت زیلان په‌پوله، نخستین شهید این اتحادیه
 
شما این فشارهای‌ رژیم اسلامی ایران را بر حرکت آزادی‌خواه به چه شیوه‌ای به دست می‌گیرید؟
 
نوژین عفرین : در مقابل فشار و حملاتی سیاسی ـ ایدئولوژیک که در قرن بیست و یکم علیه همه زنان بوقوع می‌پیوندد، لازم است که زنان در راه آزادی گام‌هایی اساسی برداشته و طبیعی‌ است که در مقابل این گام‌ها ممانعت و مشکلات زیادی نیز بوجود آمده و خواهد آمد.
 
زایش دوباره زن
زنان

خاطرات گریلا: ویدا سوزدار
 
زن, خود را با انبوهی از سوالات بی‌پاسخی روبرو دیده و گیج و مبهوت تنها نظاره‌گری بیش نمی‌باشد و آنچه بعنوان پاسخ از طرف سیستم حاکم خواهد گرفت به غیر از خشونت, تجاوز و تحقیر نمی‌باشد. وضعیت مذکور, زنان را درمیان بیراهه‌ای که به راه اصلی نمی‌پیوندد واگذاشته و عده‌ای چنین سرنوشتی را بی‌ هیچ قید و شرطی برای خود قبول کرده و همچو تقدیری الهی تسلیمش می‌شوند. عده‌ای دیگر برخلاف دیدگاه نخست بر عدم قبول آن اصرار می‌نمایند ولی نهایتا آلترناتیوشان به خودکشی و انتحار ختم می‌گردد.
+ نوشته شده توسط چيا در Wed 31 Jan 2007 و ساعت 1 AM |

ebrahim-qurbani.jpg
ابراهیم قربانی- دانشجوی کارشناسی حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد
Ghoorbani83@yahoo.com
در بحث پیرامون مساله ی انسان , نمی توان خود را تنها به تکامل زیست شناسنانه محدود کرد : زیرا این نوع تکامل به تنهایی ماهیت گذار اجداد حیوانی را به انسانهای نخستین تبیین نمیکند . فردریک انگلس آن تغییر کیفی ای را طی پیدایش انسان در فرایند تحول تدریجی جهان حیوانی روی داد کشف کرده است , وی برای نخستین بار به این حقیقت پی برده که آنچه انسان را از دنیای حیوانی متمایز نمود , کار اجتماعی مفید اوست که با کمک ابزار کار مصنوع خود انجام می دهد .
این خصوصیت انسان که در تکامل او نقش تعیین کننده ای داشته نه بطور خود به خودی بلکه در نتیجه یک فرا گرد طولانی ، در طی قرون متمادی پدید آمد .
بر اثر وضع قائم بدن و دستهای بسیار تکامل یافته ، استفاد از اشیائی مانند : سنگ ، استخوان و جز آن به منظور شکار و یافتن خوراک و دفاع در برابر دشمنان وحشی برای انسان امکان پذیر گشت بنابراین تحقیقات آرگولوژیستها ، اجداد نخستین انسان حیوانات کوچک را شکار کرده و آنها را با اشیائی سنگین می کشتند و برای شکافتن پوسته لاک پشت و خرچنگ از سنگها سود می جستند .
استفاده ازابزارهای طبیعی سبب گشت که اجداد انسان در آغاز بکوشند اشیائی را که در دسترشان بود با نیازهای خویش وفق دهند و سپس ابزارهای را که برای کارهای گوناگون بسازند و بدین گونه بکار آگاهانه نزدیک شوند به هر حال استفاده از ابزارهای طبیعی و دست ساخته به میمون های آدم نمای کهن این امکان را داد تا گوشت جانوران کوچک را نظیر : مارمولک ، خرچنگ و نیز گوشت حیوانات بزرگی را که گاهی شکار می کردند به رژیم غذایی پیشین خود که از گیاهان و تخم پرندگان تشکیل شده بود ، بیافزایند. این رژیم غذایی گوشتی برای بدن به ویژه مغز مقادیر وافری پروتئین وسایر مواد مغزی لازم را فراهم آورد و به طور کلی بدین شکل به تکمیل سریع سازمان بدن کمک کرد . کار اولیه انسانها به تدریج از یک کنش غریزی به کنش آگاهانه تغییر یافت. مغز انسان ، در نتیجه تراکم تاثیرات محیط در طی قرون متمادی و اندوختن مهارتهای گوناگون به تعمیم پدیده ها ومرتبط ساختن آنها به طور یک رشته مفاهیم لوژیکال آغاز نهاد .انسان به کسب آگاهی و پیش بینی نتایج کردار خود از جهان پیرامون پرداخت سراسر بدن انسان در جریان کار و تاثیرات فعال او برطبیعت تکامل یافته و ذهن او نیز غنی گشت .توسعه بیشتر کار نه تنها بر ظرافت دستها افزوده بلکه ذهن انسان رانیز بهبود بخشیده و به او توانایی داد تا اگاهانه و هدف گیرانه کار کند . چنانکه از پژوهش فیزیولوژیست های بزرگی چون « ای . م سه چونوف » « وای . پ . پاولف » بر می آید ، شالوده تفکر بشری عبارتست از جریاهای فیزیولوژی که در مغز انسان صورت می گیرد . سخن گویی شمره و مقطع در جریان کار پدید آمد .
تفکر و شعور انسان از کیفیت اندیشه مجرد برخوردار است. (اندیشه مجرد عبارتست از بازتاب تعمیم یافته واقعیت در مفاهیم که بصورت واژه ها بیان می گردد )این توانایی انسان برای تفکر مجرد به او امکان داد تا ایده و منظومه ای از احساسهای خود را به صورت واژه ها بیان دارد و به کمک این واژه ها توانست احساس خود را به دیگران منتقل کند . ولی این توانائی انسان به ابلاغ اندیشه های خود به کمک واژه ها کافی نبود تا وی را به سخن گفتن وا دارد .
پر واضح است که رشد ساختار ذهنی انسان با شرایط اجتماعی در ارتباط است و تکلم در انسان با وجود رشد فیزیولوژیک تارهای صوتی و ارگانهای مربوطه ،تنها در شرایط زندگی اجتماعی میسر خواهد شد و این ضرورت در جریان کار آگاهانه انسان پدید آمد و تکامل یافت.
افراد بشری در جریان کار جمعی و زندگی اجتماعی بود که نیاز به مکالمه و مراوده را احساس کردند.در جوامع ابتدائی که به شکل طایفه ای زندگی می کردند افکار و خواسته های خویش را با انجام بعضی حرکات و اشارتها به هم دیگر می فهماندند .
شکل اولیه زبان شامل برخی ژستها و اشارتها می باشد که هنوز به حالت کلمه در نیامده است و سیستم صدایی درآن رشد نیافته است . و همین اعمال گوناگون یگانه وسیله ارتباط بشمار میرفت . اما همان گونه که اشاره نمودیم در زندگی اجتماعی افراد با همدیگر ارتباط دارند و همین عامل باعث می شود که که پندارها و تفکرات انسان به شکل خروج صداهایی مشخصی و قابل فهم از حنجره و بصورت یک زبان در آیند و این صداها بتدریج تثبیت گشته و بخاطر سپرده می شدند . این امر به نوبه خود در اندامهای مربوطه تغییراتی پدید آورد .
تحت تاثیر نیاز مبرم به گفت و شنود در جریان کار مشترک و زندگی جمعی حنجره به تدریج تغییر یافته و بصورت اندامی در آمد که می توانست اصوات شمرده و مقطع را ادا ، کند . بدین گونه در نتیجه ارتباط و تعامل انسانها در طی مدت طولانی ، بتدریج کلام شمرده و مقطع بصورت وسیله ای برای تبادل اندیشه ها و همکاری متقابل انسانها پدید گشت و سخنگویی در تکامل بیشتر جوامع بشری اهمیتی بس ، بزرگ را داشت . سخن گویی به انسانها امکان داد تا تجارت خویش را حفظ نموده و آنرا به نسل های بعدی ، انتقال دهد .بدین ترتیب می توان گفت پیدایش زبان خود بزرگ ترین تحول و انقلاب تاریخ بشری است.پر واضح است که هیچ جامعه ای بدون زبان نمی تواند فعالیتهای اجتماعی دیگری را ایجاد کند . شکل گیری و توسعه تمام نهادهای جامعه از اقتصاد گرفته تا سیاست برنیروی فکر و زبان و واژه ها اتکا دارند .
هر ملتی دارای زبان و فرهنگ و آداب و رسوم خاص خود می باشند . ملت کرد هم به مانند سایر مل جهان دارای چنین خصوصیاتی می باشند . زبان کردی هم یکی از زبانهای اصیل خاورمیانه می باشد که متعلق به خانوادهای زبانهای ایرانی است . و یکی از زبانهای است که شاخه بزرگ هند و اروپایی را تشکیل می دهند .در تمام کردستان زبانهای عربی ، فارسی و ترکی زبانهای دوم اند و برقاطبه جمعیت چندان شناخته شده نیستند . زبان كردي اگرچه خوشایند زبان پارسی است اما از حیث دستور زبان و لغات کاملا متمایز از آن است . تعدادی از متفکران هم در این باب نظریاتی را ارائه داده اند :
مينورسكي در دایره المعارف اسلامی به خوبی نشان می دهد که زبان کردی کاملا مجزا از زبان فارسی است . و یا اینکه ژان دو مرگان تاکید می کند که زبان کردی لهجه ای از زبان فارسی نیست بلکه خود یک زبان خاص و خواهر زبان فارسي و حتی شاید قدیمی تر از آن هم باشد . یا « سر سیدنی اسمیت » در تاریخ آسور می گوید : زبان کردی اصالتی قدیمی و بزرگی دارد و می توان به حقیقت گفت که زبانی مستقل و قدیمی دارای ریشه کهن تر از زبانی است که لوحه داریوش با آن نوشته شده است که دارای الفبا و قوائد خاص خود می باشد .
الفبای زبان کردی دارای 29 حرف صامت (بیده نگ)و 8 حرف مصوت (ده نگدار) میباشد. که در ترکیب کلمات هم دیگر را همراهی می کنند و اساسا حروف صامت بدون کمک حروف مصوت قابل ادا نمی باشند . لذا ، زنجیروار در تشکیل کلمات از وجود هم بهره میجویند .

الف : حروف صامت (بیده نگ)(consonants)
ئ – ب – پ – ت – ج – چ – ح – خ – د – ر – ر – ز – ژ – س – ش – ع – غ – ف – ق – ف – ک – گ – ل – ل – م – ن – و – ه – ی
ب : حروف مصوت (ده نگدار)(vowels)
ا – ه – و – وو – و – ی – ی – بزدو که یا کورته بزوین
البته باید توجه داشت که حروف مصوت هیچ گاه در آغاز کلمه قرار نمی گیرد . در الفبای کردی همچنانکه در فوق به آنها اشاره شد چند حروف وجود دارد که در زبان فارسی معادل آنها را نمی یابیم و عبارتند از :
ئ - ر – ف – ل
همانطوریکه در فوق اشاره شد این الفبای کردی می باشد که بیشتر کاربرد آن در زبان کردی سورانی می باشد . حال در عین موجودیت الفبای سورانی دارای الفبای لاتینی هم می باشد که در زبان عامیانه با عنوان «کوردی لاتینی» مورد استفاده قرار می گیرد .
و آن هم از 28 حرف صامت (بیده نگ) و 8 حرف مصوت (ده نگدار) تشکیل شده است .
الف : حروف صامت ( بیده نگ )
B – P – T – C – C – H – X – D – R – X – J – S – S – X – F – V – Q – K – G – L – L – M – N – W – H – Y
ب : حروف مصوت ( ده نگدار )
A – E – U – U – O – I – E – i

لهجه های زبان کردی :
گویش عبارتست از شاخه بزرگی از زبان که مردمان منطقه ای پهناور با آن گفتگو می نمایند لیکن گونه ، شاخه یا بخشی از گویش یا لهجه می باشد که به نوبه خود شاخک های فرعی دیگری را در بر می گیرد . با تعریفی که از گویش شد می توان گفت بطور کلی زبان کردی دارای شش گویش می باشد . که بشرح زیر می باشد :
1) – گویش کرمانج شمالی ( شیوه کرمانجی ژورو باکوری ) : حدود دو سوم کردها با این لهجه تکلم می نما یند و دارای ساختمان دستوری ویژه ای است و کردهای شرق دریاچه وان ، از مشرق دیاربکر به طرف اورفا و خرپوف و در سیم در کردستان ترکیه و کردهای ساکن اطراف دریاچه ارومیه در نواحی ترگو رومرگور (کوردانی شکاک) و نیز کردهای مقیم مازندران و گیلان ساکن نواحی رودبار و نور و فاراب و دماوند و هم چنین کردهای مقیم خراسان در نواحی قوچان و شیروان و درگز و بجنورد و کردهای مقیم سوریه نواحی قامیشلی و ایروان شوروی سابق همگی بدین گویش تکلم می نمایند و این گویش دارای گونه های زیر می باشد :
الف : گونه بادنیانی ( زاراوه ی بادنیانی یا به هد نیانی )
ب : گونه بوتانی ( زاراوه ی بوتانی )
پ : گونه شمدنیانی ( زاراوه ی شه مدنیانی )
ت : گونه حکاری ( زاراوه ی حه کاری )
س : گونه بایزیدی ( زاراوه ی بایه زیدی )
2) – گویش کرمانج جنوبی ( شیوه ی کرمانجی خوارو باشوری ) : این گویش نیز دارای ساختار دستوری ویژه ای است . و گونه های زیر را در بر می گیرد :
الف : گونه اردلانی ( زاراوه ی ئه رده لانی ) : با این گونه کردهای مقیم سنندج و توابع آن از جمله : دیواندره ، لیلاخ ، کامیاران بدین گونه سخن می رانند .
ب : گونه مکریانی (زاراوه ی مو کریانی ) : کردهای مهاباد ، پیرانشهر، نقده ، اشنویه ، سردشت و بوکان بدین گونه تکلم می کنند .
پ : گونه سلیمانی یا سورانی بطور اخص ( زاراوه ی سلیمانی ) : بدین گونه هم کردهای مقیم ایران از جمله : سقز، بانه ، تکاب ، و کردهای مقیم کردستان عراق از جمله : سلیمانیه ، کرکوک ، موصل ، قلعه دیزه، صلاح الدین ، رانیه بدین گونه سخن می گویند.
ت : گونه جافی ( زاراوه ی جافی ) : بدین گونه نیز کردهای مقیم ایران از جمله : جوانرود ، روانه و در کردستان عراق نیز :کرکوک ، شهرزور بدان تکلم می نمایند .
3) – گویش اورامی یا گورانی (زاراوه ی هه ورامی گورانی ) : که آثار منظوم و منثور کردی ، در آغاز با این شیوه نگاشته شده است و از آن جمله می توان متون کهن پارسان (پیروان اهل حق ) و اشعار عرفانی مولوی و حیدری اورامی را برشمرد.
کردهای مقیم ایران اورامان تخت ( هه ورامان ) : شامل جنوب مریوان ، و اورامان لهون شامل پاوه و کردهای مقیم کردستان عراق شامل حلبچه ، منطقه کاکایی در کرکوک و منطقه زنگنه می باشد .
4) – گویش لری ( زاراوه ی لوری ) : این گونه هم دارای ساختمان دستوری ویژه خود می باشد که دارای گونه های زیر می باشد .
الف : گونه لکی ( زاراوه ی له کی ) : کردهای ساکن بخشی از ایلام ، کوهدشت
ب : گونه فیلی(زاراوه ی فه یلی) :کردهای ساکن بخشی از ایلام ، کوهدشت ، پشتکوه، پیشکوه
پ : گونه بختیاری ( زاراوه ی به ختیاری ) این گونه هم در مناطق چهار محال و بختیاری و شهر کرد و اطراف آن بکار می رود .
5) – گویش کلهوری ( زاراوه ی که لهوری ) : گویش کلهوری ضمن پراکندگی آن در مناطق بوکان ، تکاب وجود دارد. ولی مرکز اصلی آن ایلام و ایوان می باشد .
6 ) – گویش زازایی ( زاراوه ی زازایی ) : این گویش هم طبق گفته برخی از نامداران به گویش هه ورامی نزدیک می باشد و در مناطق : درسیم ، خارپوت و بین گول کاربرد فراوان دارد.
وضعیت آموزش زبان کردی در کشورهایی که ملت کرد درآنها ساکن هستند.
با این همه غنی بودن زبان کردی ، اگر نگاهی گذرا به دولتهای را که ملت کرد در آنجا مقیم هستند داشته باشیم . به طور حتم متوجه خواهیم شد که وضعیت آموزش زبان کردی چندان جای رضایت خاطر و خشنودی نمی باشد .وضعیت آموزش در هر یک از دولتها با دیگری تفاوت دارد.
در اتحاد جماهیر شوروی سویالیستی سابق هر چند که کردها هیچ گاه جامعه ای خود مختار را نداشته اند اما از سیاست لنيني در پیوند با فرهنگ اقلیتها بهره بسیار برده اند.
در زمانیکه تنها 26 مدرسه ابتدائی در تمام کردستان عراق موجود بود آنها که یک هشتم جمعیت کردهای عراق بودند 41 مدرسه ابتدائی داشتند . در ایروان پایتخت جمهوری شوروی سوسیالیستی
+ نوشته شده توسط چيا در Wed 31 Jan 2007 و ساعت 1 AM |
 بوش به رژیم اسلامی ایران

bush.jpg جورج بوش، رییس جمهوری آمریکا هشدار داد در صورتی که ایران اقدامات نظامی خود را در عراق گسترش دهد و نیروهای آمریکایی و شهروندان عراقی را تهدید کند با پاسخ قاطعی روبرو خواهد شد.

بوش در مصاحبه با رادیو ملی آمریکا (NPR ) در پاسخ به سئوالی در مورد اینکه به دنبال تایید کنگره برای اقدام احتمالی علیه ایران خواهد بود گفته است که وی هیچ قصدی برای حمله به ایران ندارد اما اقدامات لازم را برای محافظت از نیروهای آمریکایی انجام خواهد داد.

اظهارنظر جدید بوش در حالی صورت می گیرد که سفير ايران در عراق در گفتگو با روزنامه نیویورک تایمز از عزم کشورش برای گسترش روابط و تقويت حضور اقتصادی در عراق خبر داده بود.

مقام های آمريکايی نسبت به اين اظهارات ابراز ترديد کرده و گفته اند عملکرد جمهوری اسلامی تا کنون "چيزی خلاف اين را نشان می دهد."

گوردون جاندرو، سخنگوی شورای امنيت ملی آمريکا نیز اعلام کرده که واشنگتن از هر تصميم ايران برای بر عهده گرفتن نقشی سازنده در عراق استقبال می کند اما افزوده که "تا کنون شاهدی بر اين مدعا ديده نشده و هر چه بوده خلاف اين بوده است."

دولت آمريکا ايران را متهم می کند که با برخی گروه های شورشی در عراق مرتبط است و از اين طريق در کشته شدن سربازان آمريکايی نقش دارد.

مقام های ايرانی همواره اين اتهام را رد کرده و حضور نيروهای ائتلاف در عراق را عامل نا امنی و خشونت های فرقه ای دانسته است.
+ نوشته شده توسط چيا در Wed 31 Jan 2007 و ساعت 1 AM |
 نادیده گرفتن حق حیات انسان ها

idam-ben.jpg محمد چعب پور، عبدالامير فرج الله چعب، خلف خذيری و عليرضا عساکره چهار متهم به بمب گذاری درشهر اهواز روز چهارشنبه اعدام شدند. این چهار نفر و سه تن دیگر که در ماه گذشته اعدام شدند، به اتهام اقدام علیه امنیت دستگیرومحکوم شده بودند. این در حالی است که در رابطه با این پرونده، چندین نفر دیگر نیز زیر حکم اعدام به سر میبرند.

اجرای حکم اعدام این افراد در شرایطی صورت گرفت که با توجه به واقع شدن درماه محرم( ماه حرام)،اعدام و کشتارممنوع است، اما دادگاه با این استناد، که این افراد محاربه هستند و قانون فوق در مورد آنان صادق نیست، حکم اعدام آنها را به اجرا درآورد.

سال‌هاست که مجازات اعدام بدون درنظر گرفتن جوانب مخرب و ضدانسانی آن در جمهوری اسلامی اعمال می‌گردد و به رغم پافشاری نهادها و جوامع حامی حقوق بشر اقدامی در جهت توقف این مجازات صورت نگرفته است.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ضمن ابراز نگرانی از روند غیرمنصفانه محاکمه افراد یاد شده نگرانی فزاینده خود را نسبت به افزایش تعداد احکام اعدام صادره و به اجرا گذاشته شده اعلام داشته و بار دیگر بر این نکته صحه می‌گذارد که اعدام، بروندادی جز ترویج خشونت نداشته و نخواهد داشت.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
+ نوشته شده توسط چيا در Wed 31 Jan 2007 و ساعت 1 AM |
 
گزارشی مختصر از وضعیت فعالیتهای مطبوعاتی و دانشجویی در مناطق کردنشین در یکسال اخیر
گزارشی مختصر از وضعیت فعالیتهای مطبوعاتی و دانشجویی در مناطق کردنشین در یکسال اخیر
 
 
آنچه در پی می‌آید گزارشی است از وضعیت فعالیت‌های مطبوعاتی و دانشجویی و نیز وضعیت فعالین مدنی در یکسال گذشته و بعد از بدست گرفتن کرسی ریاست جمهوری از سوی محمود احمدی نژاد، بعنوان نماینده‌ی اصولگرایان. شاید واژه‌ها و اصطلاحاتی چون اصولگراها، تکنوکرات ها، اصلاح طلبان و در کل تقسیم بندی هایی اینگونه در کردستان شاید فقط تغییراتی در حد مدیران شهری پدید آورد، اما مسلماً سیاست های کلی حاکمیت در تمام زمینه‌ها، علی الخصوص در  قبال فعالیتهای مدنی، سیاسی کلی می باشد.
محمود احمدی نژاد، بعنوان یکی از عاملان ترور دکتر عبدالرحمن قاسملو، دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران و نیز فردی که در بطن فجایع کردستان قرار داشت، از همان ابتدا که خود را بعنوان کاندیدای ریاست جمهوری دوره‌ی نهم معرفی نمود و در جریان تبلیغات انتخاباتی، نوع نگاه خود به کردستان و مناطق کردنشین ایران را مشخص نمود. برای مثال در جریان سفرهای تبلیغاتی خود در دانشگاه کردستان، هنگامی که دانشجویان کرد مانع از سخنرانی وی در آمنفی تئاتر این دانشگاه شدند، با گفتن این سخن: «چرا اینقدر شلوغ می‌کنید؟ شیر گاز شما در همدان قرار دارد ، هروقت اراده کنیم آن را می‌بندیم و...» با کردستان و ملت کرد اتمام حجت نمود. احمدی نژاد بعد از اینکه در انتخابات فرمایشی تیرماه 1384 به ریاست جمهوری رسید ملت کرد خونین‌ترین تابستان خود را بعد از سال ها تجربه کردند. در همین ایام بود که اولین روزنامه کردی- فارسی سراسری در ایران با نام «آشتی» به همراه هفته نامه‌ی «ئاسو» توقیف و بسیاری از فعالین مدنی و مطبوعاتی بازداشت شدند، که می توان به اجلال قوامی، سعید ساعدی و رویا طلوعی اشاره کرد که مدت 65 روز را در بازداشت اطلاعات بوده و زیر وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها قرار داشتند.
همین ایام برای دانشجویان کرد، بسیار سرنوشت ساز بود، از یک طرف اولین تجربه‌ی تشکیل تشکل فراگیر، بنام «اتحادیه دموکراتیک دانشجویان کرد دانشگاههای ایران» را سپری می‌کردند و از سوی دیگر فشارهای وارد بر فعالین دانشجوی کردی روبه فزونی می‌نهاد. آسو صالح و چیا حجازی از فعالین دانشجویی دانشگاه کردستان و عضو اتحادیه دموکراتیک دانشجویان کرد به دادگاه احضار شدند، آزاد لطف پوری و شیرکو خالد بازداشت شدند و بسیاری از دانشجویان فعال کرد در دانشگاه‌های کشور تحت فشارهای مسئولین دانشگاه و مامورین اطلاعاتی و امنیتی قرار داشتند.
اولین موج قلع و قمع دانشجویان و روزنامه نگاران اینگونه سپری شد، یسکال گذشت، افزایش ناگهانی تعداد بازداشت‌ها و احضارها، حاکی از شروع موجی دیگر از فشار بود؛ فرهاد امین پور، رضا علی پور و سامان سلیمانی، اعضای هیئت تحریریه هفته نامه‌ی کردی - فارسی «روژهه لات» به اتهام های واهی بازداشت شده و بعد از 12 روز از بازداشت ازاد شدند و نتیجه آن که هفته نامه‌ی   « روژهه لات » عملاً توقیف شد. این روند در ادامه‌ی سیاست جدیدی بود که حاکمیت در قبال مطبوعات کردی و برای مقابله با آنها در مناطق کردنشین آغاز کرده بود و آن تهدید یا معامله با مدیران مسئول نشریات و در نهایت تحت لوای خود در آوردن آنها بود. تغییر کادر و هیئت تحریریه هفته نامه‌ی «پیام کردستان» در نتیجه معامله یا تهدید مدیر مسئول این نشریه و بدست گرفتن آن توسط بنیادگراهای اسلامی در کردستان و بعنوان تریبون آن‌ها، از نتایج عملی این سیاست بود. از سوی دیگر صدور حکم تعلیق از تحصیل برای آسو صالح، توقیف نشریات دانشجویی و انحلال کانونها و انجمن های کردی در دانشگاه ها نیز از وجود فشار بر فعالین دانشجویی در همین ایام خبر می‌داد.
مدتی کوتاه (کمتر از دو ماه) به همین صورت سپری شد و اینک شاهد شروع موج سومی از فشار هستیم. احضار مجدد روزنامه نگاران به دادگاه، از جمله اجلال قوامی، تونیا کبودوند و کاوه حسین پناهی از اعضای هیئت تحریریه هفته‌نامه‌ی توقیف شده‌ی «پیام کردستان» فشارهای وارد بر تنها هفته نامه‌ی مستقل، با نام «دیدگاه» که منجر به عدم انتشار یک شماره از آن شد، صدور حکم شش ماه حبس به مدت سه سال تعلیق برای آسو صالح و چیا حجازی، حکم تعلیق از تحصیل برای 5 تن از دانشجویان دانشگاه آزاد سنندج: سوران حسینی، آکو قیصری، کامران رحمانی، پیمان نعمتی و احسان احمدی  و نیز توبیخ کتبی و درج پرونده برای سه دانشجوی دیگر این دانشگاه همگی مواردی هستند که شروع موج سوم فشارها را مژده می‌دهند.
و اما فردا...
+ نوشته شده توسط چيا در Wed 31 Jan 2007 و ساعت 1 AM |





Powered by WebGozar